✿◠‿◠ پری رویاهای من ✿◠‿◠

✿◠‿◠ پری رویاهای من ✿◠‿◠

فرشته ای که خدای مهربان به دست من سپرده

یا لطیف

 پری  رویاهای من تو یی

نازنین من تویی

زندگی بی نام  تو  بی رنگ می شود

رنگ آمیزی کن لحظه هایم را با طنین صدایت

http://niniweblog.com/upl/roz86/13333961217.jpg

 وجود من تویی 

تمام من تویی

[ پنجشنبه 13 خرداد 1395 ] [ 22:49 ] [ مامان خانمی ومبینا جون ] [موضوع : ] [ ]
اولین روز کلاس پنجم

سلام دوست جونیا  بغل                                                                                                                        چطورین بعد یک سال و چند ماهباکلی خاطره برگشتم من به کلاس پنجم دبستان رفته ام و بسیار خوشحالم چون ارشد مدرسه شدم راستی از شما چه خبر                                                                   یک ماه پیش تولدم بود96,6,6 تاریخ تولدم بود تولد نگرفتم غمگین                                                 اما فقط بابام و مامانم بهم کیف و کفش ست هدیه دادن چند ماه دیگه تولد ۲ سالگی خواهرم است       دی ماهخیلی خوشحالم راستی تولد نی نی های که  امروز به دنیا اومدن مبارکجشن                                                                                                                                                                              عکس خواهرم         عشقممحبتمحبتمحبت                       

[ چهارشنبه 18 مهر 1396 ] [ 21:40 ] [ مامان خانمی ومبینا جون ] [موضوع : ] [ ]
کادوبرای قدردانی

سلام می خوام کادو جشنو به مهمونام بدم چند تا شکلک خوشگلوچنتا عکس زیبا

[ پنجشنبه 28 مرداد 1395 ] [ 12:22 ] [ مامان خانمی ومبینا جون ] [موضوع : ] [ ]
تولدم مبارک

سلام به مهمونیه تولدم خوش اومدیندلغک

پس کادو ها تون کومتفکر

اشکال نداره مهم اینکه همه دور همیمآرام

ممنون که اومیدین به جشنمحبت

اینم کیک من واسه همه مهمونای نی نی وبلاگیtotalgifs.com aniversario gif gif 59.gif

[ پنجشنبه 28 مرداد 1395 ] [ 11:52 ] [ مامان خانمی ومبینا جون ] [موضوع : ] [ ]
توپک های قلقلی خوشمزه

مواد لازم

سیب زمینی 1 عدد متوسط

پیاز 1 عدد کوچک

گوشت چرخ کرده به میزان لازم

ارد سوخاری 3 قاشق غذا خوری

نمک فلفل به میزان لازم

تخم مرغ 1 عدد

سیب زمینی و پیاز را رنده میکنیم نباید بگذارید سیب زمینی تعقیر رنگ  نکند گوشت چرخ کرده را اضافه میکنیم و نمک فلفل.در ظرف دیگر تخم مرغ را میشکنیم و در یک سینی بزرگ ارد سوخاری.سیب زمینی و مواد دیگر که تهیه کردید قلقلی میکنید اول در تخم مرغ میغلتانیدو بعد در ارد سو خاری و روغن سرخ میکنیم

نوش جان

این غذابرای دو نفر می باشد

[ شنبه 2 مرداد 1395 ] [ 18:11 ] [ مامان خانمی ومبینا جون ] [موضوع : ] [ ]
نویسنده کوچک

بنام خدا

سلام من مبینا هستم صاحب این وبلاگ سالهای قبل مادرم  وبلاگم را می نوشت حال که بزرگ شدم و نوشتن  را آموخته ام  تصمیم گرفته ام که خودم بنویسم البته یک دلیل دیگر هم دارد ، بخاطر اینکه خدای مهربان یک فرشته کوچلویفرشتهزیبا به ما هدیه داده است که حسابی مادرم را مشغول خودش کرده استخسته اسم  خواهرم

مه یاس است

http://niniweblog.com/upl/roz86/14648545597.jpg

اینم من و خواهری گلم

خب این مطلب رو خوندین  خوشتون اومد متفکر

حالا من کلاس سوم دبستان هستم و می خوام خاطرات سال اولم را برای شما تعریف کنم محبت

دوست صمیمی من سارا بود بااون خونه هم میرفتیم

مامانامون با هم دوست بودن وکلی چیز های دیگه

راستی چیز خنده دار بگم

یک دوست سال اول داشتم فامیلش غزلباش بود بچه تنبل کلاس مابود  هنوز که هنوزه بابام وقتی تنبلی میکنم میگه مبینا غزلباشخنده

اینم من توی جشن الفبا

[ چهارشنبه 21 مرداد 1394 ] [ 19:19 ] [ مامان خانمی ومبینا جون ] [موضوع : ] [ ]
یکي يكدانه مامانش

شیرنکم

توبزرگ میشوی وبزرگتر.... ومن هرروز دلتنگ روزهای کودکی ات میشوم

روزهای نوزادی .روزهایی که به غیر از آغوش من ماْوایی نداشتی.

دلتنگ روزهایی هستم که به سرعت سپری شد.

خیلی زود گذشت.روزی که خدا یک فرشته را به من هدیه داد تا زین پس نگهدار او باشم.

ازتو وزیباییهایت.مبارک باشد .

 هرروز که میگذرد عشق من به تو صدچندان میشود

توبزرگ میشوی ومن هر روز که میگذرد در دریای عشق توکوچکتر میشوم....

و شاید همین روزها غرق شوم........

 

کودکم آرام آرام قد می کشد و من در سایه امن صداقت ناب کودکانه اش بزرگ می شوم...

او می رقصد و من آرام آرام نوای کودکانه اش را زمزمه می کنم...

او می خندد و من از شوق ِ حضورش اشک می ریزم...

او آرام در آغوشم آرام می گيرد و من تا صبح از آرامشش آرام می شوم...

او پرواز می کند و من شادمانه آنقدر می نگرمش تا چشمانم جز او هیچ نبیند...

او بازی می کند... کودکانه... می پرد ...حرف می زند...

و طبیعت را حس می کند! خدا را می بوید!

و من... کودکانه... در سایه بزرگیش پنهان می شوم تا از گرمای دست نوازش غیب بی بهره نمانم!

دنام آفریدگار بال پروانه ها

سلام نفس مامان خیلی وقت از احولاتت ننوشتم  خودت بهتر میدونی چرا  ! حالا اومدم برات از ماههایی که گذشت و فردایی که می خواد بیاد بنویسم . گلم حسابی خانمی شدی دیگه نمیشه بگیم دونفر نصفی دیگه سه نفر کامل هستیم توی خونه . سال تحصیلی رو با موفقیت پشت سر گذاشتی . کلی چیزای جدید یادگرفتی حالا  دیگه همه اسمس های منو میخونی نظر میدی ، برای خودت توی نت سرچ میکنی البته من مراقب هستم چشم قشنگ به بدی ها نیفته ، با تبلتت توی وایبر با دوست سارا، خاله جونت .... چت میکنی صدای قشنگت می فرستی ... چند روز پیش باهم حافظ خوندیم برای همه فال گرفتیم وکلی هم خندیدیم خلاصه کلی توی آشپزی کمک میکنی و وقتی میگم نمیخواد شما آشپزی کنی میگی: مگه نیاید من بزرگ بشم آشپزی کنم باید یاد بگیرم از همین الان خیلی جدی

ما اومدیم یک خونه جدید اسمت نوشتم که دبستان جدید اما شما همچنان با سارا در ارتباطی کلی عکس از شیرین کارهای داشتم ونوشته که گذاشتم سر فرصت برات بزارم اما شرمنده کامپیوتر یک دفعه ای خراب شد مجبور شدیم ارتقاش بدیم خاطرات شما پاک شد . عکس موهای فری بلندشدت خیلی دوست داشتم الان به پیشنهاد بابا جون موهای قشنگت کوتاه کردیم غمگین

ولی غصه نخور باز بلند میشه گلم الان میری کلاس تابستونی کلاس رباتیک خیلی هم دوست داریش .

حالا با تمام وجودم میگویم دوستت دارم…

هر وقت خواستی بدونی چند تا دوستت دارم

انگشت بذار رو نبضت

اون موقع می بینی دوست داشتنم تمومی نداره.

 

[ چهارشنبه 29 مرداد 1393 ] [ 12:49 ] [ مامان خانمی ومبینا جون ] [موضوع : ] [ ]
روزگار تلخ وشیرین دخترم

      سلام گلکم دخترک تنهایی های مامان خیلی دوست دارم ، امروز تکیه گاه تو آغوش گرم من،فردا عصای خستگی ام شانه های تو،   چیزی عزیزتر از تمام دلم نیست، ای پاره ی دلم، که بریزم به پای تو

چند وقت بود نگران بودم چون دندون های بچه های هم سن شما افتاده بود ولی برای شما هیچ خبری نبود تا اینکه یک روز صبح گفتی مامان از پشت دندونم یک دندون اومده سرش شبیه موج وقتی نگاه کردم دیدم بله هردوتا دندون نیش زده از پشت در اومده .

 دخترکم تلخترین خاطره این ماهت کندن دندونهای شیری ❤شکلکهــای
جالـــب آرویــــن❤بود که خیلی اذیت شدی اولین دندون راحت افتاد منکه طاقت نداشتم خونه مادرجون کندیم ، گذاشتی زیر بالشت❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤ صبح دوتا کادو خوب جاش اومده بود . برای دومین دندونت خیلی اذیت شدی اصلا نمیفتاد ❤شکلکهــای
جالـــب آرویــــن❤نمیگذاشتی ببرمت ندانپزشکی نمیدونم کی به شما گفته بود آمپول میزنن، امان از دست این(دستهای پشت پرده ) بلاخره خونه مادرجون بعد نمیساعت ور رفتن بابا جون با نخ کشیدش شما آنقدر گریه میکردیگریه منم دیگه طاقت نداشتم نگرانمادرجون در  اتاق بست تا شما رو نبینم ولی بلاخره افتاد دخترم دندونت یک ریشه داره خیلی بزرگ مادرجون میگفت تا بحال دندون شیری با همچین ریشه ای ندیده 

❤شکلکهــای
جالـــب آرویــــن❤

 

وقتی بزرگ شدی بهتر خیلی مواظب دندونهات باشی چون ممکنه بازم ازین ریشه ها داشته باشه

 حالا از چیزای خوب مینویسم برات دختر گلم تقریبا 10 تا از حرف های الفبا رو یاد گرفته دیگه سعی میکنی نوشته های کتابها و اسمهای فروشگاه .... بخونیبعضی وقتها هم سوالهایی میکنی کنه من جوابش نمیدونم نیشخندالبته شاید یادم رفته زبانمیگی چرا قرآن  با الف کلاه دار با اینکه وسط کلمه

هر روز کاردستی های جالب درست میکنی برای دوستت سارا و اونم

برای  شما

این کاردستی سارا ست برای شما

اینم کاردستی شماست برای سارا که خودت درست کردی بدون کمک من


چند روزی هم هست که من میاد مدرسه شما براشون کارهای کامپوتری انجام میدم شما خیلی خوشحالی که من میتونی ببینی

Waving Hi Heart animated emoticon

راستی یک اردو شهربازی هم رفتی وکلی بهت خوش گذشت یک نقاشی عاشورا از حضرت علی اصغر کشیدی که زدنش توی سالن مدرسه وکلی امتیاز هم گرفتی  

  اینم کلبه کوچلو شماست که همیشه بیرون همرات


[ سه شنبه 26 آذر 1392 ] [ 8:21 ] [ مامان خانمی ومبینا جون ] [موضوع : برای دخترم] [ ]
سوگند می خورم که بخوانم!

http://www.niniweblog.com/upl/roz86/13833944902.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سوگند می خورم که بخوانم!
هر روز و هر شب
می دانم که خواندن کلیدی است
برای رشد و بالندگی من

با خود می خوانم
برای همگان می خوانم
می خوانم
در سکوت یا با ندایی بلند

پشت میز،
در خانه یا مدرسه
در زمین بازی یا در بستر
در کنار آتش یا برکه
می خوانم!

هر کتابی که می خوانم
نوری در سرم روشن می شود
به اندیشه هایم شاخ و برگ می دهد
رویاهایم را می پروراند

پس
سوگند می خورم
به راه خواندن روم
تا سیراب شود
ذهنم
از آنچه هر روز بدان نیازمنداست


ادامه مطلب
[ دوشنبه 20 آبان 1392 ] [ 13:46 ] [ مامان خانمی ومبینا جون ] [موضوع : برای دخترم] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 20 صفحه بعد